الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

98

الغدير ( فارسي )

و دسته اى گفتند : راستى كه او خدا است اى آن كه بر مىانگيزانى و - پس از مرگ - زندگى دوباره مىبخشى ! واى آن كه خداوندش فرمانروائى بندگان را به او سپرده است ! اى آن كه فردا بهشت و دوزخ را ميان مردم بخش مىكنى ! تو پناهگاه و مايهء رستگارى اميدواران هستى برسى چه هراسى از سوزش آتش دارد با اين كه - در روز شمار - تو فريادرس اوئى . بندهء شير خدا را پرواى آتش نيست زيرا هر كس او را دوست داشت در آتش نخواهد بود . و اين هم از گفته‌هاى او است در ستايش سرور ما فرمانرواى گروندگان - درودهاى خدا بر او - اى سرزنشگر مرا واگذار ! و آن چه در دل دارم بشنو هر گاه بر ستايشگرى خود از او مىافزايم گويند تندروى را كنار بگذار ! من اگر - در راه راست - چشم را گشوده و چيزى را باور داشته باشم پروايم از كسى نيست . نشانهء توانائى خداوند كه سخن گوئى از منش او براى من رواست اى سرزنشگر چند و چند - بگو مگو با مرا - دامن من زنى ؟ ! اى كه مرا در دلدادگىام نكوهش مىكنى ! مرا به خويش گذار ! تو و كوى رهائى ! مرا با گمراهىام بگذار !